عدم حضور سرمربی کره‌ای تیم ملی والیبال ایران در کنار این تیم در رقابت‌های آسیایی کاهش سهم زنان در دریافت مجوز نگارخانه‌ها در کشور ترکیب ۱۴ نفره تیم ملی والیبال زنان برای حضور در رقابت‌های قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ مشخص شد اینفوگرافی | تنها در خانه؛ راهنمای گام به گام برای والدین بزرگ‌ترین دشمنِ شیردهیِ موفق را بشناسید دعوت از ۲ خراسانی به اردوی تیم ملی فوتسال دختران در رده جوانان مشهد و میزبانی این ایام چرا خواب زنان ۴۰ سال به بالا به‌هم می‌ریزد؟ چرا انتخاب لباس راحتی به‌اندازه لباس مجلسی اهمیت دارد؟ انجام غربالگری سلامت زنان سرپرست خانوار در کلینیک‌های مددکاری اجتماعی کشور کسب مقام سومی تیم بسکتبال ۳ به ۳ زیر ۲۳ سال دختران ایران در مسابقات آسیایی دختر ملی پوش کبدی مشهد راهی اردوی آمادگی در کشور هند شد واکنش پزشکیان به موفقیت دختران وزنه‌بردار ایران در کسب نخستین نایب قهرمانی آسیا طرز تهیه لیمو عمانی خانگی؛ چاشنی اصیل ایرانی بانوی ملی‌پوش تالو ایران: جام جهانی تجربه مهمی برای من بود معرفی یک غذای مناسب برای حفظ ایمنی و رشد مغز کودکان + طرز تهیه خداحافظی بهترین گلزن تاریخ فوتبال زنان سپاهان از این تیم پس از ۹ سال همکاری ۸۰ درصد بازیکنان تیم ملی کبدی بانوان، جوان هستند | نبود دیدار تدارکاتی پیش از بازی‌های آسیایی؛ بزرگترین چالش درباره انجام اکوکاردیوگرافی قلب جنین در دوران بارداری چه می‌دانید؟
سرخط خبرها
خانه قرآن محله بهمن | روایت خانه‌ای در مشهد که وقف خدا و اهل‌بیت(ع) شده است

خانه قرآن محله بهمن | روایت خانه‌ای در مشهد که وقف خدا و اهل‌بیت(ع) شده است

  • کد خبر: ۳۸۶۷۵۲
  • ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰
این روایت خانه‌ای کوچک است که صاحب آن با قلبی بزرگ و رویی گشاده، آن را وقف خدا و اهل بیت (ع) کرده است.

سکینه تاجی| شهربانو، نشانی‌ای که به آن رسیده‌ایم شبیه تعریفی که شنیده‌ایم، نیست. فکر می‌کردیم باید درِ بزرگ خانه‌ای را بزنیم که احتمالا به حسینیه‌ای شخصی شبیه است، اما وقتی در کوچه پس‌کوچه‌های بهمن ۲۶ به در کوچکی رسیدیم و خانه‌ای که از ظاهرش پیدا بود چندان وسیع نیست، متعجب شدیم. صدای گرم و مشتاقی در را باز کرد و ما در عصر سرد زمستانی به‌گرمی به خانه‌ای دعوت شدیم که سرشار از حال خوب و حسی دلپذیر بود. زینب پدیداران را اهالی محله بهمن به مادر محمد یا زینب‌خانم می‌شناسند؛ زنی که سال‌هاست خود و خانه اش را وقف آموزش قرآن و تعالیم دینی کرده است. منزلی ساده و بی‌آلایش که خانه امید محله است. منزل مادر محمد نه‌فقط یک روضه‌خانه دائمی، بلکه جایی است که در آن، همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌ها از برکت همدلی و همراهی با هم، سختی‌های زندگی را برای آنها که به مشکلی دچارند، حل می‌کنند و گره از کار یکدیگر می‌گشایند. این روایت خانه‌ای کوچک است که صاحب آن با قلبی بزرگ و رویی گشاده، آن را وقف خدا و اهل بیت (ع) کرده است.

داستان یک مهریه امام‌زمانی

در روستای جشن‌آباد درگز به دنیا آمد و دوره دبستان را در این روستا به پایان رساند؛ «پدرم ما را فرستاد مدرسه که خط و الفبا را یاد بگیریم. خواهر بزرگ‌ترم مکتب رفته بود و قرآن را خوب بلد بود. ما خواهر و برادر‌ها هم کلاس سوم را که تمام می‌کردیم، می‌شدیم شاگرد خواهر بزرگ‌تر. پدرم می‌گفت همین اندازه که خط و الفبا و نوشتن را یاد بگیرید، کافی است. خوش نداشت زیر دست معلم‌های طاغوتی تربیت شویم. من با اینکه خیلی کوچک بودم به خانم معلم‌هایی که از شهر می‌آمدند روستای ما می‌گفتم «شما چرا حجاب ندارید» و درباره دستور خدا و فرمان الهی با آنها حرف می‌زدم! جو روستای ما این‌طوری بود. همه اهل خدا و پیغمبر بودند. اهالی غیرتمندی داشت که به‌خاطر آنها امواج انقلاب اسلامی، پیش از بسیاری شهر‌ها و روستا‌های دیگر به آنجا رسید. پس‌از سال‌های دفاع مقدس نیز به خاطر رشادت مردم و تعداد زیاد شهدای این روستا، نامش به شهیدآباد تغییر پیدا کرد.»

جلسات قرآن در خانه پدری به راه بود. پس‌از ازدواج هم جلسات قرآن با دختران همسایه و اهالی محل ادامه پیدا کرد، اما با حال و هوایی دیگر؛ «در جلسه خواستگاری من، هیچ حرفی از مادیات زده نشد. پدر همسرم که دو سال بعد ازدواج ما توسط عناصر ضدانقلاب ترور شد، تأکیدش فقط بر اقامه نماز اول وقت بود. با این حرف، من هم دل به دریا زدم و گفتم مهریه‌ام کلام‌ا... مجید باشد و اجازه گرفتم تا منزلی را که در آن ساکن می‌شوم، وقف فعالیت برای امام‌زمان (عج) کنم.»

برکت قرآن و تغییرات مثبت

زینب پدیداران از سال ۶۴ که ازدواج کرد به‌واسطه شغل همسر در شهر‌های درگز و سبزوار و محلات مختلف مشهد زندگی کرده، اما در همه این سال‌ها هیچ موقع دست از فعالیت‌های قرآنی نکشیده است و تا الان جمعه‌ای را بدون دعای ندبه نگذرانده است. حالا که حدود بیست‌سال است در محله بهمن ساکن شده، یک طبقه مجزا از خانه خود را وقف جلسات و کار‌های دینی کرده و اهالی محل از برکت وجود او و این خانه به برکات بی‌شماری رسیده‌اند. خانم‌های محله، روز‌های زوج از ساعت‌۱۰ صبح تا اذان ظهر و روز‌های فرد از ساعت‌۸ تا ۱۰‌صبح در اینجا جمع می‌شوند و با قرائت قرآن، آن هم حتما با معنی و اقامه نماز استغاثه و نماز قضای یومیه، ساعتی را درکنار یکدیگرند. علاوه‌بر اینها ذکر دعای توسل، دعای کمیل، دعای ندبه و حدیث شریف کسا به نیت رفع مشکل اهالی محل، از برنامه‌های منظم اینجاست.

به گفته زینب خانم، یکی دیگر از برکات معنوی این جلسات برای محله این است که وقتی خانم‌ها در جلسات تفسیر قرآن حاضر شده یا به واسطه قرآن و تعالیم اهل‌بیت (ع) با مضامین اخلاقی و اجتماعی دین آشنا می‌شوند، تأثیر آن بر رفتار و گفتار شخصی آنها پدیدار و در‌نتیجه تغییرات شخصیتی حاصل می‌شود و به‌دنبال آن، خود‌به‌خود مشکلات خانه و خانواده رفع می‌شود.

گذرکردن پربرکت از دوران کرونا

‌برکتی که ندبه‌های صبح جمعه این خانه دارد، بسیار زیاد است. زینب‌خانم در‌این‌باره می‌گوید: در زمان کرونا، برای تعطیلی جلسات تذکرات مکرری دریافت کردیم. یک هفته جلسات را تعطیل کردیم، اما جمعه‌ای که برای اولین‌بار ندبه نخواندیم، چنان روی دلم سنگینی کرد که حد نداشت. با کمک همسرم پشت‌بام را با چادر‌های رنگی قدیمی سایبان زدیم و در فضای باز جلسات را پی گرفتیم. برکت برپایی دوباره جلسات این بود که حتی برای پسربچه‌هایی که دائم در کوچه و درمعرض آسیب بودند، کلاس‌های قرآن گذاشتیم و با قرار توپ‌بازی بعد کلاس و جایزه‌های متنوع، پای آنها هم به برنامه‌های معنوی و قرآنی باز شد.

خیرخواهی اعضای جلسه قرآن

پذیرایی جلسات این خانه ساده و شامل چای و دم‌نوش به همراه قند و نباتی است که خود همسایه‌ها تدارک می‌بینند. قرار این جلسات از ابتدا این بود که هراندازه که بانیان در نظر دارند خرج پذیرایی کنند، همان را به نیت نذر ظهور امام زمان (عج) به نیازمندان فامیل و آشنا تقدیم کنند. همین جرقه‌ای شد برای همیاری همسایه‌ها در جمع‌آوری مبالغ پذیرایی و کرم و بخشش آنها برای تهیه اسباب جهیزیه نوعروسان نیازمند؛ «زمانی با روی‌هم‌گذاشتن مبالغ خیلی کم هم می‌شد کار‌های بزرگ انجام داد، اما حالا مشکلات اقتصادی گریبانگیر همه شده است. تهیه جهیزیه حالا دیگر مثل گذشته آسان نیست، اما هنوز هم با خیرخواهی اهالی محل کار‌هایی انجام می‌دهیم. خیلی وقت‌ها وسایلی را که تهیه می‌شود، ناشناس می‌فرستیم و افراد حتی نمی‌دانند که چه کسی اینها را تهیه کرده است.»

مادر محمد، سینی چای را که جلویمان می‌گذارد، تلفنش زنگ می‌خورد. دختری از اهالی محل است که سؤالی از معلم قرآن خود دارد. خانم مربی با مهربانی جواب می‌دهد و حسابی قربان‌صدقه شاگرد می‌رود و دعوتش می‌کند حضوری بیاید. هنوز چایمان تمام نشده است که ریحانه سر می‌رسد. زینب خانم پدیداران ریحانه را در آغوش می‌کشد و می‌گوید ریحانه وقتی کوچک بود، مادرش در جلسات قرآن شرکت می‌کرد و حالا او برای خودش خانمی شده است. انگار نسل‌های متفاوت حالا خاطره مشترک از این خانه و صاحب‌خانه دارند.

همه‌چیز را از اینجا یاد گرفتم

ریحانه رجایی، کلاس هشتم

‌هشت‌ساله بودم. مادرم با خانم پدیداران صحبت کرد که برای یادگیری قرآن بیایم اینجا. راستش هیچ درکی از خدا و ائمه (ع) نداشتم. همه آشنایی‌ام با خدا و نماز و قرآن و دستورات دینی بعد‌از حضورم در اینجا بود. همه‌چیز را از این جلسات یاد گرفتم. در طول این سال‌ها دوستان و هم‌کلاسی‌ها و دختر‌های فامیل را هم با خودم همراه کرده‌ام و با هم به جلسات آمده‌ایم. هر‌وقت برای تکالیف مدرسه و کار‌های تحقیقی مذهبی به کتاب و منبع نیاز دارم، از خانم پدیداران کمک می‌گیرم. امشب هم آمده‌ام تا کتابی درباره انتظار از مادر محمد امانت بگیرم و برای تکلیف مدرسه، مطلب خوبی بنویسم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.